پذیرش مسئولیت در بالاترین سطح وزارتخانه، پیش و بیش از هر چیز، مستلزم مواجهه‌ای علمی، واقع‌بینانه و نظام‌مند با کلان‌مسائل آموزش‌وپرورش است. منتقد می‌تواند مسئله را شرح دهد و درباره آن هشدار دهد؛ اما مدیر باید مسئله را به برنامه، برنامه را به اقدام و اقدام را به نتیجه تبدیل کند. در چنین شرایطی، دستگاه تعلیم و تربیت از مدیریت راهبردی فاصله می‌گیرد و به اداره روزمره بحران‌ها محدود می‌شود؛ بحران‌هایی که حل نمی‌شوند، بلکه از یک دوره به دوره دیگر منتقل می‌گردند. البته کمبود بودجه واقعیتی مهم است و نمی‌توان اثر آن را بر کیفیت آموزش انکار کرد. مدیری که همه مسائل را به کمبود اعتبار فرو می‌کاهد، عملاً از توضیح درباره کیفیت سیاست‌گذاری و نحوه استفاده از منابع موجود فاصله می‌گیرد.